Generate your flash banner free online نفس مامان و بابا
نفس مامان و بابا
وبلاگی برای عزیز دردونه مون تا وقتی بزرگ شد با خوندن خاطراتش بدونه که چقدر واسه مامان و بابا عزیز و دوست داشتنیه
تاريخ : يکشنبه 9 مهر 1391 | نویسنده : مامانی
بازدید : مرتبه

بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 | نویسنده : مامانی
بازدید : 19 مرتبه

این روز های جان شیرینم با لبخند آغاز و با خنده پایان میابد.

بزرگ شده است مرد کوچکم حس استقلال میکند و به دنبال پیروزیست.

سخنان جالبی می گوید و برای خرید هر چیزی نظر می دهد.

کارهایش را خودش انجام می دهد٬لباس هایش را آویزان می کند٬برای خودش لقمه می گیرد٬آشغال هایش را در سطل زباله میریزد و وقتی می خواهیم کمکش کنیم با اعتراض شیرینش مواجه می شویم.

بیشتر از قبل می فهمد و درک بالایی نسبت به اطرافش دارد.

نقاشی هایش از شکل خط خطی خارج و شکل بهتری به خود گرفته اند.

لیانا ی ده ماهه و آریانای یک ساله٬[دختر خاله های مادرش]را خیلی دوست دارد.

عاشق شکلات و کیک های شکلاتیست.

شمع فوت کردن را هم بسیار دوست دارد و زمانی که تولد کسی می شود چندین بار به جایش شمع فوت می کند.

ادامه مطلب......

 



ادامه مطلب...

موضوع : سه سالگی تا چهار سالگی
تاريخ : جمعه 13 شهريور 1394 | نویسنده : مامانی
بازدید : 163 مرتبه

پسر گلم تو این چند ماه اخیر بنا به دلایلی نتونستم به وبلاگت سر بزنم و برات خاطراتتو بنویسم و از این موضوع ناراحتم ولی امروز فرصتی شد تا بیام و حداقل تولد سه سالگیت رو با چند روز تاخیر بهت تبریک بگم

پسر نازنینم سومین سال تولدت رو بهت تبریک میگم و برات آرزوی بهترینها رو دارم محبتمحبت

امسال روز تولدت شیرینی خاصی واسمون داشت چون شما علاقه بسیار زیادی به تولد و کیک و شمع داری و از چند ماه قبل دایما میپرسیدی که تولدم کی هست روز تولدت هم بابا که با کیک اومد خونه داشتی از خوشحالی بال در میاوردی و این شادی شما برای ما بسیار شیرین بود و حسابی به هر سه تامون خوش گذشت.

خیلی دوستت دارم نفسم




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامانی
بازدید : 278 مرتبه

پسر کوچولوی خوشکلم چقدر زود داری بزرگ میشی البته دیگه نمیشه بهت گفت پسر کوچولو چون ماشاالا واسه خودت مردی شدی و تقریبا به درک کاملی از اطرافت رسیدی .

پسر خیلی خوبی هستی  از بعد دو سالگی بیقراریهات خیلی کم شده ، بیشتر خودت بازی میکنی و با من کمتر کار داری و همین فرصتی شده که منم بیشتر به خودم و علائقم برسم.محبت

قبل از عید اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید اینجا رو خیلی دوست داری چون هم نزدیک خونه مامانی هستیم و هر وقت بخوایم میتونیم بریم اونجا و هم اینکه پنجره خونمون طوریه که قد شما هم میرسه بیرون رو نگاه کنی و تقریبا نصف روز در حال تماشای بیرون هستی (اینم عیب آپارتمان نشینیه که پسر نازم مجبوره از پنجره بیرونو ببینه و نمیتونه حداقل بره تو حیاط بازی کنه)

این روزها که هوا خیلی خوب و مطبوع هست زیاد با هم میریم پارک که هم بازی کنی و هم  بچه های کوچیکتر رو ببینی و اجتماعی تر بشی چون هنوز از غریبه ها خجالت میکشی و میای پشت من قایم میشی خجالتو من چون میخوام برای رفتن به مهد آمادت کنم بیشتر میبرمت بیرون تا بیشتر بچه ها رو ببینی و برات عادی بشه. خداییش هم موثر بود روزهای اول حتما باید کنارت میبودم ولی الان میرم رو صندلی میشینم و به شما میگم برو بازی کن و شما هم میدویی و بهم میگی فعلا خداحافظ بای بای و میری تو پارک و بازی میکنی.

حسابی شیرین زبون شدی و یک دقیقه هم سکوت نمیکنی یا با من صحبت میکنی یا سوال میپرسی یا واسه خودت شعرهایی که بلدی میخونی خلاصه اصلا آروم و قرار نداری و دائم صدای قشنگت تو خونمون شنیده میشه بغلتا جایی که امروز که همسایه مونو دیدم و بابت سرو صدامون ازش عذرخواهی کردم میگفت نه اشکالی نداره اتفاقا صدای پسرتون خیلی هم قشنگهخندونک

تقریبا همه کلمات رو بلدی بگی ولی بعضی هاشونو هنوز نمیتونی خوب تلفظ کنی 

شویوهات  .......   شکلات

هوتاد  ............    اتاق

سویا  .............   سهیلا

بوبه  .............   گربه

نداشی ........   نقاشی

هاطمه ........   فاطمه

تتاب    .........  کتاب

بزباله ..........   بزغاله

به یه سری افراد و یه سری چیزها علاقه بیشتری نشون میدی.

خوردنیهای مورد علاقه شما :

شکلات

کره بادام زمینی

بادام هندی

خیار

آب گوشت

سیب زمینی

لبنیات

ارده

کیک تولد

جالبه کلا چیزای تلخ مثل قهوه و شکلات تلخ خییییلی دوست داری

افراد مورد علاقه شما :

بابا جون

بابایی 

عمو امین

دایی جواد

طه

وسایل مورد علاقه شما :

ماشین پلیس

کتاب

بطری آب معدنی

سوییچ

اتو

جارو برقی

عروسک خرسی

 

مکانهای مورد علاقه شما :

کوه

باغ پرندگان

فروشگاه شهروند

پارکینگ خونه برای اینکه با موتور و دوچرخه ات بازی کنی

چند روز پیش بردمت مهد نزدیک خونمون تا ساعتی بذارمت اونجا بمونی ولی دم درش که رسیدیم نرفتی تو دیروز داشتیم با هم صحبت میکردیم منم از فرصت استفاده کردم و موضوع رو ربطش دادم به مهد و فعلا قبول کردی بری مهد کودک 

محمد آریان :برام کیف بخر

مامان :برات کیف بخرم بعدش بری  مهد کودک با بچه ها دوست بشی و بازی کنی ؟

محمد آریان :نه

مامان :اونجا خیلی خوبه بعدشم از مهد اومدی میبرمت پارک و فروشگاه شهروند

محمد آریان : برام کیف میخری؟

مامان :بله عزیزم میخرم با کیفت برو مهد باشه؟

محمد آریان :باشه میرم

شبها همیشه باید من یا بابا جون برات کتاب بخونیم تا بخوابی دیشب روی مبل کنارم نشستی و گفتی واسم کتاب میخونی؟منم شروع کردم به خوندن کتاب چند دقیقه نگذشت که دیدم نشسته خوابت برد .خیلی ناز خوابیدی بابا جونم سریع یه عکس ازت انداخت که بعدا برات میذارم.

پسر قشنگم منو بابا عاشقانه دوستت داریم و برای رشد بهتر و شادترت هر کاری میکنیم امیدوارم بتونیم کودکی شاد و لذت بخشی رو برات رقم بزنیم تا بعدا با خوندن خاطراتت لبخند شادی رو لبات بشینه

 




موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : جمعه 21 فروردين 1394 | نویسنده : مامانی
بازدید : 150 مرتبه
مادرم، عاشقانه هایم بر روی کاغذ نمیگنجد قلبم امانتدار آنهاست دوستت دارم.


موضوع :
تاريخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 176 مرتبه

این مطلب رو روز 9 اسفند که دو سال و نیمه شدی برات نوشتم ولی فرصت نشد تو وبلاگت ثبت کنم

پسر کوچولوی من مثل چشم بر هم زدنی زمان گذشت و تو امروز دو سال و نیمه شدی . کودکی پر جنب و جوش و پر هیاهو که فضای ساکت خونه ما رو تغییر داد و اکنون در دو و نیم سالگی ابراز استقلال میکند و کم کم به پدر و مادرش میفهماند که میخواهم روی پاهای خودم بایستم.

هر چه زمان میگذرد سختیهای کودکانه ات که با لذت نیز همراه است تغییر میکند.زمانی تنها دغدغه ام شیر خوردن و خوابیدنت بود .... زمانی دلدردهایت کلافه ام میکرد..... زمانی آغاز نشستن و چهار دست و پا رفتن و راه رفتنت فرایند جدیدی برایم بود .... و زمانی سخن گفتنهای شیرینت خودنمایی میکرد.

اکنون در این مرحله استقلال و متکی بودن به خودت در حال بروز است و این ویژگی پدر و مادری صبور می طلبدکه با آرامش همراهیت کنند و منو پدر تمام تلاشمان صبوری در مقابل رفتارهای این روزهای توست.

پرخاشگری ، بهانه جویی ، گریه و لجبازیهایت همه و همه فرایندی طبیعی از مراحل رشدت است که به ما یاد میدهد چگونه با تو همراه باشیم که نه لوس بشوی و نه حس استقلال و اعتماد به نفست سرکوب شود و این موضوع اندکی کار ما را دشوار میکند. تمام تلاش ما این است که تربیت اصولی داشته باشیم تا کمترین آسیبها متوجهت شود و بتوانی خوب رشد کرده به بالندگی برسی.




موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : چهارشنبه 22 بهمن 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 146 مرتبه

بالاخره درس و مشقام تموم شد و دوباره برگشتم

پسر نازم این چند ماه مشغول درس خوندن برای کارشناسی ارشد بودم برای همین وقت نکردم وبلاگتو آپ کنم توی این چند ماه خیلی خیلی بزرگ شدی  درکت خیلی زیاد شده و گاهی حرفایی میزنی که باعث تعجب ما میشه نمیدونم کی این حرفا رو یاد گرفتی چون تو این چند ماه شما پیش مامانی بودی و من میرفتم کتابخونه درس میخوندم.

چند نمونه از حرفهای محمدآریان

محمدآریان در حال بازی کردن با بابا در حالیکه پشت بابا سوار شده بود

بابا : پسرم دیگه بازی بسه از پشتم بیا پایین

محمدآریان:نه میخوام بازی کنم

بابا:پسرم کافیه دیگه برو یه بازی دیگه بکن

محمد آریان :نه آخه من دوستت دارم میخوام باهات بازی کنم

من:تعجب

بابا:سکوت

محمد آریان:آرام

 

محمد آریان :مامان جون میخوام با دیوار بازی کنم

مامان :خوب بازی کن پسرم

محمد آریان:میشه دیوار رو برام بکنی

 

مامان لباس تو خونه ای جدید پوشیده

محمد آریان تا مامانو میبینه میگه مامان جون چقدر شما خوشکل شدی

مامان :بغل

محمد آریان:زبان

 

فعلا همینا یادم اومد

چند تا عکس خوشگل از پسرم



ادامه مطلب...

موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : جمعه 9 آبان 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 288 مرتبه

دو سال و سه ماه از زمانی که قدمهای کوچکت را به دنیا گذاشتی میگذرد و من هنوز به خود می بالم که خداوند مرا لایق مادر شدن دید و نعمتی زیبا همچون تو را به من هدیه کرد.

هر روز که میگذرد حسم به تو عمیق تر و پررنگتر می شود و محبت های کودکانه ات مرا به وجد می آورد.

بوسیدنهایت ، عزیزم گفتن هایت ، مامان جونی گفتنت همه و همه احساسات درون مرا تلاطم می بخشد و لبخند را بر لبانم جاری می سازد.

کودکانه های زیبایت مشق هر روز مرا رقم میزند و تماشای رشد و بالندگیت امید و احساس را به قلبم هدیه میکند.

این روزها به سرعت برق و باد میگذرد و من در روزمرگی خود غرق شده ام.گاهی همه از نبودنم شکوه دارند از اینکه توجهی به آنها نمی کنم و احساس نیازشان را پاسخگو نیستم ولی تقصیر من نیست رسیدگی به تو آنقدر وقت مرا میگیرد که مجالی برای بودن با دیگران نمی ماند و من امیدوارانه پیش میروم تا زمانیکه کودک نوپای من ذره ذره ایستادن روی پاهای خودش را یاد بگیرد و فرصتی به مادر بدهد برای اینکه گاهی با خودش و علائق خودش تنها باشد.

با وجود همه سختی های امروز خوشحالم از اینکه وقت خود را با فرشته کوچکم می گذرانم و خرسندم از مادری کردن برای کودک دلبندم .

خدایا هزاران بار شکر گزارم




موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : دوشنبه 5 آبان 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 173 مرتبه

حرف زدنهات ،شعر خوندنهات ، بازیگوشیها و شیرین کاریهات همه و همه بهانه ایست برای من تا برگی دیگر از دفتر خاطراتت رو پر کنم

این روزها به سرعت در حال شناخت محیط پیرامونت هستی و کنجکاویت به قدری زیاد شده که گاهی کنترل کردنت بسیار سخت میشه.

علاقه ات به یادگیری اونقدر زیاده که دایما در حال کشف و یاد گرفتن موضوعات جدید هستی. هزار ماشاالا هوشت خیلی زیاده و به سرعت همه چیز رو یاد میگیری.

حدود 10 تا شعر رو حفظی و قصه هایی که شبها موقع خواب برات میگم روزها در حین بازی تکرار میکنی.

بعد از اینکه خوندن کلمات فارسی کارتهای با ما رو یاد گرفتی چند وقتی هست که با تمایل خودت شروع کردی به یاد گرفتن انکلیسی من اصلا قصد نداشتم یادگیری انگلیسی رو برات شروع کنم ولی یه روز دیدم خودت کارتهای با ما رو از سمت انگلیسی چیدی و بهم گفتی اسمشو بگو از اون روز دائما میخوای که بهت یاد بدم و خیلی خوب هم یاد میگیری و تا الان تقریبا انگلیسی تموم حیوانات رو یاد گرفتی.

از یک تا بیست بلدی بشماری فقط هشت و دوازده رو جا میندازی.

حرف زدنت اونقدر شیرین و با نمکه که نگو فقط تلفظ چند تا کلمه که خیلی بامزه میگی رو برات میزارم

تسونونو..................تلویزیون

مسادد .................مسابقه

صو ب ب .............صبجانه

ماتانی نی............ماکارونی

خوب دا پز............خداحافظ

چبس................چسب

هیوتتر................هلیکوپتر

ت شم.............کشمش

سپه............... سفره

یب تاب تاب.......رختخواب

جند روز پیش منو بابا بردیمت موزه حیات وحش داراباد علاقه زیادی به حیوونا داری واسه همین حسابی لذت بردی آخرش به زور از اردکها و پرنده ها جدات کردیم و با وجود اینکه خیلی خسته شده بودی ول کن نبودی ولی روز خیلی خوبی بود و حسابی بهمون خوش گذشت.

یه سری از کارهات که رو اعصاب منه برات مینویسم تا بعدا بدونی که گاهی ناخواسته مامانو حرص میدادی

مثلا هر جای بدنت زخم باشه میکنی و نمیذاری خوب بشه

دائما تو یخچالی میری توش میشینی و در حالیکه داری در یخچال رو میبندی میگی مامان جون خوب دا پز

کارتهای با ما رو پاره میکنی بعد میاری میگی چبس بزنیم

تا یه خودکار و کاغذ یا کتاب دستم میگیرم هر جا باشی میدویی میای میگی برام جوجه بکش

یه چیزی که بهم نشون میدی یا میگی اگه تاییدت نکنم و دوباره منم حرفتو تکرار نکنم صد بار میگیش و مخمو تیلیت میکنی

پسر بسیار با محبت و مهربونی هستی هر کسی بهت محبت کنه یا چیزی برات بخره ابراز محبت میکنی و میگی دوستش داری.

روزی چند بار هم به منو بابا ابراز محبت میکنی و میگی مامان جون و بابا جون دوست دارم محکم بغلمون میکنی و بوسمون میکنی.

قربونت برم پسر ناز و مهربونم که اینقدر با محبتی

خیلی دوستت دارم و عاشقتم 

 




موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : يکشنبه 9 شهريور 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 182 مرتبه

دو روز مونده به تولدت......

محمد آریان : مبانک

مامان: چی مبارک

محمد آریان :تیویو

مامان:تولد کی

محمد آریان :آیام

مامان:تعجب

محمد آریان :راضی

محمد آریان :کیک بخویم

این تنها یک نمونه از صحبتهای شیرینته که طی یک هفته اخیر هممونو به وجد آورده

تا قبل از مسافرت به شمال شما فقط یک کلمه ای حرف میزدی و منظورتو به زور بهمون میفهموندی ولی بعد از برگشت از شمال پیشرفت چشمگیری داشتی و طی چند روز از یک کلمه ای به دو کلمه ای و بعدش جملات سه و چهار کلمه ای میگفتی.

هر چند هنوز نمیتونی درست کلمات رو ادا کنی ولی منظورتو کامل میفهمم و دیگه شما شدی همصحبت مامان تو خونه.

بعضی از کلمات رو خیلی با مزه میگی مثل تزونونو (تلویزیون) آب داب داب دا (آپادانا) و....

کارای با مزه دیگه ای که انجام میدی اینه که هر کسی دیگری رو صدا کنه شما هم دقیقا همونو تکرار میکنی مثلا بابا جون که منو زهرا خانوم صدا میکنه شما هم به من میگی زهرا خانوم

صحبت کردنت دقیقا طوریه که ما باهات صحبت میکنیم  و خودتو دوم شخص خطاب میکنی و میگی شما. افعالی که به کار میبری هم همینطوره مثلا میخوای بگی خودم آب بریزم میگی خودت آب بریز یا میخوای بگی پاهام درد گرفت میگی پاهات اوخ

بادوم زمینی خیلی دوست داری هر بار که بابا میخواد از سرکار بیاد خونه میگی بابا جون بادوم زمنی بخره

خلاصه خیلی شیرین و دوست داشتنی حرف میزنی و  با اون دهن خوشکلت کلماتو غلط و غلوط و نصفه نیمه ادا میکنی و همه وجودمو از احساس دوست داشتنت لبریز میکنی.

پروژه از شیر گرفتن شما هنوز تموم نشده و یکم سخت شد روزها اصلا شیر نمیخوای ولی شبها طبق عادت از خواب بیدار میشی و گریه میکنی من تا چند شب پیش بهت شیر میدادم ولی تصمیم گرفتم که دیگه شیر شب رو هم قطع کنم اما اون شب اونقدر گریه کردی که نگو حدود یکی دو ساعت گریه کردی و هیچ جوری ساکت نمیشدی بابا ساعت 4 صبح بردت تو خیابون چرخوندت تا از یادت رفت حالا یکی دو شبه باز بهت میدم و نمیدونم چطور باید ترکت بدم امیدوارم خدا خودش کمک کنه و هر چی زودتر بدون اذیت شدن شیر خوردنو کامل فراموش کنی.

این اواخر هر چی به دو سالگی نزدیکتر میشدی پرخاشگری و لجبازیت بیشتر میشد و هنوز هم ادامه داره دوست داری کاری که میخوای رو انجام بدی و اگه کار دلت نشه جیغهای بنفش میکشی که فکر میکنم کاملا طبیعی و جز فرایند رشدت محسوب میشه فقطامیدوارم روز به روز  صبورتر بشم تا این مراحل رو به سلامت طی کنی.

پسر کوچولوی نازم درسته که بزرگ کردنت انرژی زیادی ازم میگیره و فرصت انجام هیچ کاری رو ندارم و حتی گاهی اونقدر اذیت میشم که اشکم در میاد  ولی شیرینی و لذت وجودت به قدری زیاده که انرژی از دست رفته منو جبران میکنه و بهم انگیزه مضاعفی میده تا تلاش کنم جهت فراهم کردن فردایی بهتر برای شما و برای زندگیمون .

دوستت دارم بهانه زندگیم.

 




موضوع : دو سالگی تا سه سالگی
تاريخ : يکشنبه 9 شهريور 1393 | نویسنده : مامانی
بازدید : 200 مرتبه

تولدت مبارک

 

امروز روز تولد دوسالگی نفس مامان و باباست. این متن زیبا رو به عنوان هدیه به گوگولی مامان و بابا تقدیم می کنیم

تو اين روز طلايي

تو اومدي به دنيا

وجود پاکت اومد

تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم

تو اين ماه و تو اين روز

از آسمون فرستاد

خدا يه ماه زيبا

 




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 8 نفر
بازدید هفته قبل : 139 نفر
كل بازديدها : 66415 نفر